• شنبه ۲۱ بهمن ماه، ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۹
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 9611-4287-5
  • خبرنگار : 04
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا

/سی و ششمین جشنواره فیلم فجر–بندرعباس/

گزارش ایسنا از اکران فیلم"سوتفاهم"+فیلم

فیلم "سوتفاهم" در روز سوم جشنواره فیلم فجر در بندرعباس در سینما ستاره شهر به نمایش در آمد و در این گزارش به‌صورت اختصاصی به نقد این فیلم از نگاه کارشناسان امر می‌پردازیم.

به گزارش ایسنا، منطقه خلیج‌فارس، احمدرضا معتمدی فارغ التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه تهران است. وی در سال 1372 به عنوان فیلمنامه‌نویس در فیلم یاران، فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد.

معتمدی پیش از شروع فعالیت در سینما سال‌ها به نظریه پردازی در حوزه مباحث تئوریک هنر و فلسفه زیبایی شناسی در مطبوعات و کتب مشغول بوده است. در کارنامه سینمایی معتمدی فعالیت در بخش‌های کارگردانی، نویسندگی، تهیه‌کنندگی و طراحی لباس و دکور به چشم می‌خورد.

معتمدی کارگردانی تجربه‌گراست؛ تفاوت میان فیلم‌هایی که او ساخته است «زشت و زیبا» و «دیوانه از قفس پرید» و «قاعده بازی» بیانگر همین نگاه تجربه‌گرای او در سینماست.

معرفی فیلم :

تیتراژ فیلم فارغ از شناخت نویسنده و کارگردان فیلم، زمانی که اسامی از لابلای حروف کتاب خارج می شود، با توجه به جمله ابتدایی فیلم، تماشاگر را به دیدن فیلم فلسفی دعوت می کند. قصه آن ماجرای یک گروگان گیری است که همه چیز در متن واقعیت پیش می‌رود اما با گذشت زمان این شبهه پیش می آید که این حادثه بیشتر شبیه یک «سوء تفاهم» یا توهم است. و اما در متن توهم هنوز عناصری از واقعیت به چشم می آید. همزمان با گسترش این ابهام، ماجرای گروگان گیری نیز به پیش می رود و ...

مریلا زارعی، کامبیز دیرباز، اکبر عبدی، پژمان جمشیدی بازیگران اصلی «سوء تفاهم» هستند. نام‌هایی که نشان می‌دهد معتمدی مانند فیلم‌های قبلی خود سراغ بازیگران شناخته شده رفته است.

نقد فنی فیلم :

یک منتقد سینما در گفت و گو با ایسنا، افزود: فیلم سوتفاهم فیلمی است که ساعت ها می توان در خصوص فیلمنامه اش صحبت کرد.

مصیب داوری با بیان اینکه این فیلم برایم خاطرات فیلم "پرده آخر" مجید مدرسی در جشنواره نهم فجر را یادآوری کرد، تصریح کرد: دوربین ها و نوع فیلمبرداری بیننده را از همان ابتدا درگیر می کند و کارگردان دوست دارد از ابتدای فیلم موارد و موضوعاتی را لو بدهد.

وی با بیان اینکه ابتدا و انتهای فیلم نقطع ضعف فیلم است، اضافه کرد: فیلم با ساختار کلیشه ای شروع و بیننده را با دنیا سرمایه داری رو به رو می کرد و از آن سو فردی جست و جو گر و جوان که می خواهد از تمامی ماجراها سر دبیاورد و چون کنجکاو و تابع سیستم نیست این موضوع کار دستش می دهد.

داوری با اشاره به اینکه معتمدی در این فیلم آدم ها را قضاوت می کند و جامعه سرمایه داری و جامعه ضعیف جامعه را در مقابل هم قرار داد، تصریح کرد: همان زهری که در ابتدای فیلم به جوان خورانده شد و در صحنه پایانی بر روی آن تمرکز شد بیننده را دچار سوتفاهم می کند و ای کاش نتیجه را بر عهده بیننده قرار می داد.

یک منتقد سینما با بیان اینکه فیلم چندین لایه دارد که نشان می دهد جامعه سرمایه داری می خواهد همه چیز را تصاحب کند، افزود: اکبر عبدی در نقش سرمایه دار نیز عنوان می کند اگر پول نداری هی چیز نداری و پولداران جامعه را به بازی می گیرند.

وی با اشاره به اینکه تمامی نقش های این فیلم از گروگان گیران تا پلیس فریب می خورند و تنها پدر و دختر سرمایه دار که ابزار بازی به دست دارند، فریب نمی خورند.

داوری با بیان اینکه ساختار فیلم به گونه ای است که بازیگران باید در چارچوب قرار گیرند، اضافه کرد: مریلا زارعی و کامبیز دیرباز در این فیلم طبق خواسته کارگردان به ایفای نقش پرداختند و نمی توانستند خلاقیتی از خود به خرج دهند و در نقش خود تمامی بازیگران حتی پژمان جشمیدی توانست نمره قبولی بگیرد.

این منتقد سینما ادامه داد: فیلم سوتفاهم اگر در بازی ها و درگیری های رفت و برگشتی سطحی نمی ماند و کمی ساده تر تماشاگر را به عمق لایه های فلسفی توهم و واقیعت می کشاند، می توانست از فیلم های فلسفی سیاسی خوب و تماشاگر پسند تبدیل شود.

وی در پایان این فیلم را در حد و اندازه دریافت جوایز بخش سودای سیمرغ ندانست و عنوان کرد: به طور حتم فیلم های قوی تری در جشنواره سی و ششم حضور دارند.

نقد موضوعی فیلم:

یک کارشناس فرهنگی و اجتماعی در گفت و گو با ایسنا، افزود:  به طور کلی سینما مدیوم (ابزار-رسانه) مناسبی برای بیان مفاهیم فلسفی نبوده و نیست.

محمد دلپسند با بیان اینکه در تاریخ سینما کمتر فیلمی موفقی وجود داشته که توانسته باشد به خوبی از پس انتقال مفاهیم  فلسفی برآمده باشد، تصریح کرد: در فیلم سوتفاهم نویسنده و کارگردان  تلاش کرده است با یک نگرش پست مدرنیستی،  مفهوم پیچیده ای با عنوان مرزهای بین حقیقت و واقعیت و واقعیت  برساخته(مجازی) یا "وانمایی" شده را با زبان سینما به تصویر بکشد.

وی ادامه داد: همان گونه که در ابتدای فیلم با درج عبارتی عنوان شده، سازنده در این فیلم تلاش کرده براساس برخی نظریات "ژان بودریا" ، اندیشمند نوگرای فرانسوی، به بیان و تصویرنگرش پست مدرنیستی به مفهوم "حقیقت، واقعیت و مجاز" بپردازد که به نظر می آید در انتقال پیام برای مخاطب عام دچار مشکل  شود یا این که حداقل مخاطب ناآشنای این نوع از سینما  یکبار دیدن فیلم دچار سختی و تکلف شود. چرا که برای درک بهتر چنین موضوع خاص و پیچیده ی فلسفی چاره ای جز رجوع به آرای نظریه پرداز اثرگذاری چون بودریا و نظریه جنجالی او (فرا واقعیت و وانمایی) نیست. 

دلپسند گفت: علت این که سینما را قالب مناسبی برای بیان مفاهیم فلسفی نمی شناسند این است که مفاهیم فلسفی اساسا انتزاعی و ذهنی هستند و درک آن نیاز به شرح و بسط فراوان و متکی به ابزاری به نام واژه و کلام هستند در حالی که در سینما شما با زبان تصویر و نشانه های تصویری و استعاری در مدت زمانی محدود و حوصله ای محدودتر مواجهید که با عینیت بخشیدن به مفاهیم مختلف سعی می کند درک مناسبی از پدیده ها برای بیننده فراهم آورد ؛ طبیعی است که هرچقدر پدیده ای عینی تر و باشد به تصویرکشیدن آن آسانتر است و هرچه ذهنی تر، پیچیده تر.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه معتمدی در این فیلم هم در ادامه کارهای قبلی، علاقه  خود را به بیان مباحث فلسفی به نمایش گذاشته با این تفاوت که این بار با یک ترکیب ژانری، فضایی  جنایی، طنز و عاشقانه ایجاد کرده که  تصور می شود بتواند مخاطب خاص را راضی کند اما برای جلب نظر مخاطب عام شاید نیاز به تجدید نظر در زمان فیلم و روال داستان گویی آن داشته باشد.

دلپسند با اشاره به اینکه ژان بودریار معتقد است آن چه که امروز در جهان ما  وجود دارد، وانمایی یا واقعیت سازی توسط ابزارهای قدرتمندی همچون رسانه و تکنولوژی است و بسیاری از اوقات "واقعیت های برساخته" مانع از کشف "واقعیت اصیل" یا "حقیقت محض" می شود و این رسانه و تکنولوژی است که با قدرت روزافزونشان واقعیت مجازی را می سازند، اضافه کرد: بیننده در مقاطعی از فیلم دچار سرگیجه می شود که واقعیت چیست و کدام ماجرا حقیقت است؟! که همین بازی با ادراک تماشاگر در عمل موجب سرگردانی و حتی ازجایی ،گم شدن خط روایی داستان می شود اما کارگردان در سکانس انتهایی فیلم با  زوم روی دوربین مداربسته، ضمن ارجاع به همان نظریه ژان بودریا( تسلط رسانه و تکنولوژی بر واقعیت اصیل) بر این موضوع تاکید می کند که واقعیت همان است که تکنولوژی و قدرتمندان این عرصه می سازند نه آن حقیقتی که به طور اصیل وجود دارد و بدین ترتیب تکلیف بیننده حیران را روشن می کند.

***

برای دیدن گزارش ویدئویی ایسنا کلیک کنید


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: